پخش زنده
امروز: -
سازمان توسعه فناوریهای نوین در پاسخ به نگرانیهای زیستمحیطی اعلام کرد که سامانههای راداری صرفاً ابزارهای مشاهدهای برای پایش پدیدههای جوی هستند و توانایی تغییر یا تأثیرگذاری بر آنها را ندارند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما سازمان توسعه فناوریهای نوین اردیبهشت ماه امسال در پاسخ به نامه معاونت محیطزیست انسانی سازمان حفاظت محیطزیست در خصوص ارتباط احتمالى بارش هاى اخیر با انهدام سامانه هاى رادارى در منطقه به وضوح تصریح کرد که سامانههاى رادارى متعارف و هواشناسى اصولاً ابزارهاى پایش، آشکارسازى و اندازهگیرى پدیدههاى جوى هستند و ماهیت آنها کاملاً مشاهدهاى است و تأکید کرد که انرژی سامانههای جوی بسیار فراتر از فناوریهای کنونی است.
این نامه عنوان میکند که: از منظر علمى، سامانههاى رادارى متعارف و هواشناسى اصولاً ابزارهاى پایش، آشکارسازى و اندازهگیرى پدیدههاى جوى هستند. این سامانهها با ارسال امواج الکترومغناطیسى و دریافت بازتاب آنها از قطرات باران، برف وتکَرکَک یا سایر اهداف، اطلاعاتى از موقعیت، شدت و حرکت پدیدهها فراهم مىکنند و ماهیت آنها کاملاً مشاهدهاى است.
اگرچه فرضیاتى کلى در خصوص کاربرد امواج الکترومغناطیسى در خصوص تأثیرگذارى بر لایه هاى فوقانى جو مطرح شده است، لیکن تاکنون هیچ سازوکار شناخته شده و مستند علمى وجود ندارد که نشان دهد رادارهاى هواشناسى قادر به ایجاد تغییر در فرآیندهاى میکروفیزیکى ابر، تشکیل بارش یا تغییر الگوهاى بارشى هستند.
در این نامه تصریح شد بر اساس بیانیه سازمان جهانى هواشناسى، تعدیل وضع هوا به عنوان مداخلهاى عامدانه، عمدتا از طریق بارورسازى ابرها، با هدف اثرگذارى محدود و محلى بر وضعیت جوى تعریف مىشود؛ در این چارچوب، تأکید مىشود که اینگونه فناورىها قادر به ایجاد سامانههاى بارشى از شرایط بدون ابر، تغییر الگوهاى کلان گردش جو، جابهجایى عمده بخار آب در مقیاس سرزمینى، حذف یا ایجاد خشکسالى، در مقیاس گسترده نیست.
سازمان جهانى هواشناسى تصریح مىکند انرژى سامانههاى جوى به مراتب بزرگتر از آن است که با فناورىهاى موجود تعدیل وضع هوا بتوان تغییرات عمدهاى در آن ایجاد کرد. از این رو، ادعاهاى ناظر بر چنین اثرگذارىهاى بزرگ مقیاسى فاقد مبناى علمى معتبر تلقى مىشوند.
در بخش دیگری از این نامه آمده است: بر مبناى اصول پذیرفته شده در علوم جو، اقلیم شناسى و فیزیک ابر، همزمانى دو رخداد، نمىتواند به تنهایى دلالت بر وجود رابطه على میان آنها داشته باشد. انتساب تغییرات بارش، خشکسالى یا پربارشى به یک عامل مشخص، مستلزم بررسى داده هاى بلندمدت، تحلیلهاى همدیدى و دینامیکى جو، بهرهگیرى از دادههاى معتبر مشاهداتى و سنجش ازدور، و ارزیابى آمارى معنىدارى تغییرات نسبت به شرایط نرمال اقلیمى است.
در انتهای این نامه اشاره شده الگوى بارشهاى ماه آوریل (فروردین) سالجارى بیش از وقوع رویدادهاى مورد اشاره نیز در خروجى مدلهاى بیش بینى عددى جو منعکس شده بود. به گونه اى که بیشبینىهاى صادره در ابتداى ماه مارس (همزمان با آغاز درگیرى ها) نیز وقوع بارش فراتر از نرمال در ماه آوریل را نشان مىدادند. این انطباق میان بیشبینىهاى پیشین و رخدادهاى مشاهده شده، مؤید آن است که تغیرات بارشى اخیر در چارچوب سازوکار طبیعى سامانههاى جوى قابل بیشبینى بوده و فرضیه انتساب افرایش بارشها به انهدام یا از کار افتادن سامانههاى رادارى نظامى و هواشناسى مورد اشاره را تضعیف مىکند.
در مجموع، با توجه به ماهیت مشاهدهاى سامانههاى رادارى و نیز وجود سیگنال بیشبینى بارش در خروجى مدلهاى عددى بیش از وقوع رخدادهاى مورد اشاره، نسبت دادن این تغییرات به انهدام یا اختلال در عملکرد چنین سامانههایى، مستند به شواهد علمى قابل اتکا نبوده و قابل تایید نمىباشد.