پخش زنده
امروز: -
پژوهشگر و استاد دانشگاه با بیان اینکه، مکتب عاشورا مکتب صبر، استقامت و معرفت و ایستادگی پای حق است، گفت: شاید بعضیها دم از حق و حمایت از حق بزنند ولی زمان پایداری و ایستادگی بشود پا پس بکشند و توان ایستادگی نداشته باشند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، آقای موسی حقانی در برنامه گفتگوی ویژه خبری در شب عاشورا درباره ابعاد شخصیتی حضرت امام حسین (ع) و درسی که ملت ایران از سیدالشهدا (ع) گرفته اند سخن گفت. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سوال: آقای حقانی ما همیشه افتخار میکردیم و افتخار میکنیم و افتخار خواهیم کرد به اینکه شاگرد مکتب امام حسین علیه السلام هستیم در هر سالی که از زندگی ما گذشت فریاد زدیم که ما ملت امام حسین هستیم و ما درس آموخته مکتب عاشورا هستیم و امسال چه عجیب در وقایعی که در کشورمان گذشت در جنگ تحمیلی سوم، بعد از آن در بیش از ۱۰۰ شبی که بر ایران اسلامی گذشت ما دیدیم، حس کردیم و لمس کردیم از نزدیک که واقعاً مردم ایران مردم بزرگوار ایران، ملت امام حسین و پیرو مکتب امام حسین هستند.
حقانی: اگر آموزهها و شعائر حسینی نبود گمان نمیکنم این بعثتی که در مردم ما رخ داد و اساساً این مقاومتی که شکل گرفت میتوانست تحقق پیدا کند. امشب صد و شانزدهمین روز حضور مردم ما در خیابانها است با علائم حسینی، با شعائر حسینی و با خواستههایی که برخواسته از مکتب شهادت و مکتب ایستادگی و مقاومت است نزدیک به چهار ماه است این ملت در میدانها ایستادهاند ضمن اینکه توطئه دشمن را خنثی کردند پیام مقاومت را به تمام دنیا دادند.
اساساً انقلاب ما انقلاب حسینی است و این شوری که الان میبینید تداوم عاشورا است، تداوم آن حماسه است که در عاشورا رخ داد و اساساً شیعیان از همان فردای فاجعهای که رخ داد این احساس را داشتند که باید در مقابل ظلم مقاومت کنند مخصوصاً وقتی سرنوشت افرادی که آن موقع پا پس کشیدند از مقاومت در دوره سیدالشهدا (ع).
در حماسه هم داشتیم افرادی که پا پس کشیدند به هر علتی بعضیها هم با یک نگاه و با یک ملاقات وارد خیمه سیدالشهدا شدند با تحول عظیمی بیرون آمدند و در رکاب حضرت به شهادت رسیدند. وقتی سرنوشت پا پس کشیدگان را میبینیم و سرنوشت آنهایی که ایستادند و سرنوشت جریانی که مقابل بود یعنی سپاه یزید، سپاه کفر و آنها در تاریخ به فراموشی سپرده شدند. قبر بعضیهایشان به زباله دان تبدیل شده بعضیها اصلاً هیچ اثری از آنها نیست و اگر همین مقاتلی که ما داشتیم و ذکر میکنیم از حرمله و دیگری و دیگری، واقعاً اسمی از آنها در تاریخ نمیماند اما یاد شهدای ما و یاد شهدای کربلا همچنان میدرخشد و جوشش ایجاد میکند.
انقلاب اسلامی نهضت امام خمینی با حماسه حسینی شروع شد حضرت امام ۱۳ خرداد که میشود روز عاشورا، عصر عاشورا در مدرسه فیضیه حضور و آن سخنرانی معروف را میکنند. امام در آن سخنرانی میگویند الان عصر عاشورا است و مقایسه میکند رژیم پهلوی را و آن افرادی که در مقابل مردم ایران ایستادند به عنوان یزیدیان زمان و اساساً یک بار دیگری حماسه تکرار میشود هرچند اتفاقی که در روز عاشورا افتاد و روز سیدالشهدا مخصوص خود سیدالشهدا است. تک تک شخصیتها در آن حماسه بینظیر هستند و بعد از آن هر کسی هر کاری کرده تاسی به آنها کرده است.
امام حسن مجتبی (ع) وقتی در آستانه شهادت بودند حضرت سیدالشهدا (ع) اظهار ناراحتی میکنند. امام حسن به سیدالشهدا (ص) میگویند یک روزی پیش میآید که هیچ روزی مانند آن نخواهد بود و ببینید این حماسه به قدری بزرگ است و به قدری نقش آفرینیهایش کامل است که تبدیل به الگو شده امروز بچههای ما الگویشان یا حضرت علی اصغر است یا حضرت قاسم یا حضرت عبدالله است. برای همه سطوح ما آدم داریم از پیرمرد مسن حبیب و مسلم بن اوسجه داریم تا کودک شیرخواره.
این اتفاقاتی که در جنگ ۱۲ روزه و در جنگ رمضان رخ داد را ببینید. یکی از شهدای جنگ ۴۰ روزه شهید ماکان نصیری بود دیروز خواندم که موشک مستقیماً به او اصابت کرده و چیزی از او باقی نمانده است. اینها تربیت شده مکتب قاسم بن حسن هستند تربیت شده مکتب سیدالشهدا هستند. مادرانشان اینها را به آغوش میگرفتند روز شیرخوارگان حسینی و بچه هایشان را میبردند، با یاد امام حسین (ع) به بچههایشان شیر میدادند حرمله با یک تیر سه شعبه سر حضرت علی اصغر (ع) را قطع کرد. کودک ۶ ماهه را در مقاتل میگوید گوش تا گوش و سر حضرت علی اصغر (ع) از پیکر مطهرشان آویزان شد.
حرملههای امروز ظاهرا خیلی وحشیتر هستند با موشک آدم میزنند آن اتفاقی که در لامرد افتاد من نمیدانم بگویم تیر چند هزار شعبه آنها در لامرد زدند که هر کدامش ظاهرا ۱۷۰ هزار قطعه میشود و چندین موشک آنجا آزمایش کردند. تکرار این صحنهها است وقتی همه اینها را میبینیم، آن مادری که آمد در برنامه حسینیه معلی دو سه تار موی دخترش را آورد، گوشواره دخترش را آورد بلافاصله رفت به کربلا اصلاً مجلس رفت به سمت کربلا به خاطر حماسهای که در عاشورا آفریده شد مردم ما آموخته شدند در این صحنهها و اساساً ایران امام حسین علیه السلام از دوران صفوی ملت ما بخشی از ملت ما حسینی بودند هیچ شکی نیست اما زمانی که تشیع در ایران رسمیت پیدا کرد ملت امام حسین (ع) شکل گرفت. ملت امام حسین ایران را یک بار دیگر زنده کرد.
میدانید که ایران بعد از سقوط ساسانیان ایران به عنوان یک واحد سیاسی مطرح نبود ما بخشی از حاکمنشین کوفه بودیم. یعنی خلفای اموی و عباسی در کوفه یک نفر را میگذاشتند او بر ایران هم حکومت میکرد. با روی کار آمدن صفویه اساساً با شعارها و علائم و شعائر حسینی روی کار آمد ملت امام حسین شکل گرفت و آن اتفاق باعث شد یک ملت جدید شکل بگیرد. این ملت جدید هویت ملی اش با هویت دینیاش هیچ تفاوتی ندارد. برای همین شما در جنگ ۱۲ روزه که مصادف بود با ایام محرم رهبر شهیدمان، امام شهیدمان از مداح مجلس میخواهد که ای ایران بخواند، بعضیها که واقعاً عمق این اتحاد را درک نکردند و نمیدانند ملت امام حسین حداقل در ایران ۵۰۰ سال پیش شکل گرفته. من دیدم به طعنه میگویند که از کی تا حالا شما ملی گرا شدید و فکر میکردند ما بین ملیت و بین دیانتمان تفاوت قائل میشویم. اساساً ملت امام حسین ویژگیاش این است پای خاکش میایستد. پای آرمانش هم میایستد. دغدغه امت اسلامی را هم دارد چون مسلمان است مگر میشود مسلمانی ببیند امت اسلامی زیر چکمههای رژیم صهیونیستی دارد از بین میرود همین اتفاقی که در لبنان و غزه میبینیم و چشمش را ببندد و غفلت هم متاسفانه بوده ولی ملت ما غافل نبوده.
سوال: شما بیش از هر کس دیگری تاریخ میخوانید و تاریخ مینویسید. جنگی را پشت سر گذاشتیم که الگو و تمام ابعادش را از مکتب امام حسین (ع) گرفته ایستادگی مردم در خیابان با شعارهای حسینی، با این استقامت و تمام آنچه که ما در این روزهای جنگ دیدیم چه جنگ تحمیلی اخیر، چه جنگ ۱۲ روزه مادری که ۸ عضو خانوادهاش را تقدیم راه انقلاب میکند و قدرتمندانه میایستد و همچنان پرچم گرفته یادآور مقاومتی است که از عاشورا و از کربلا برای ما به ارث رسیده و نسل به نسل منتقل شده است. اگر بخواهیم مهمترین درسهای انقلاب را برگردیم به عقب و در تاریخ مرور کنیم برگردیم به عقب و در کربلا جستوجو کنیم، برگردیم به عقب در ایثارها و آزادگیهای یاران باوفای امام حسین علیه السلام جستوجو کنیم مصادیق و مثالهایش را بفرمایید.
حقانی: مکتب عاشورا مکتب صبر، استقامت و معرفت و ایستادگی پای حق است. شاید بعضیها دم از حق و حمایت از حق بزنند ولی زمان پایداری و ایستادگی بشود پا پس بکشند و توان ایستادگی نداشته باشند ولی قطعاً درس لازم را از مکتب حسینی نگرفته. اشارهای به امروز کنم بعد سوال شما را پاسخ دهم. امروز روز تاسوعا است قرار بود امروز جنگ شود در ایام سیدالشهدا (ع) و حمله کردند سپاه دشمن حمله کرد. سیدالشهدا حضرت ابوالفضل (ع) را فرستاد و فرمودند: یک امروز هم به ما وقت بدهید برای چه حالا مثلاً برای اینکه یک روز زندگی بیشتر کنند؟ برای اینکه یک روز بیشتر در این دنیا باشند نه، یا مثلاً همسر و فرزندان خودشان را ببینند. تقاضا این بود که یک روز به ما بیشتر مهلت دهید میخواهیم عبادت کنیم میخواهیم قرآن بخوانیم.
کسی که از تاسوعا درس نگرفته باشد و از تاسوعا به عاشورا نرسد نمیتواند مقاومت کند. از این عرضم هدفی دارم یک روز مهلت برای سیدالشهدا (ع) که من میخواهم بیشتر نماز بخوانم، هم قرآن بخوانم و میگویند شب عاشورا زمزمهای که آنها داشتند یعنی سپاه سیدالشهدا داشت مناجاتی که با خدا داشتند شبیه کندوهای زنبورهایی بود که این صدا قطع نمیشود اینطور اینها مناجات میکردند و میدانستند قرار است فردا چه اتفاقی بیفتد ولی ایستادند در تاسوعا آن مبانی دینیشان، معرفت دینیشان کامل شد روز عاشورا ایستادند و پا پس نکشیدند. در تاریخ ما آنهایی که تاسوعا را از سر گذراندند منظورم معرفت به مبانی که حضرت سیدالشهدا به خاطر آن قیام کرد، حضرت سیدالشهدا که سر لج و لجبازی و اینکه مثلاً فقط بخواهد حکومت را به دست بگیرد که اقدام نکرد.
ایشان در صدد اصلاح حکومت جدشان بود و یکی آمده با زور میخواهد از او بیعت بگیرد و میایستد در مقابل و این ایستادگی کاملا مبنایی بر اساس مبانی توحیدی است. کسی که مبانی توحیدی در تاسوعا تکمیل شده باشد میتواند وارد عاشورا شود و بعضیها نشدند. در تاریخ معاصر وقتی از آیت الله طالقانی میپرسند علت این که این سازمان مجاهدین خلق یا منافقین دچار انحراف شدند چی بود؟ ایشان میگویند اینها قبل از این که مبانی خودشان را تقویت کنند، وارد درگیری و مبارزه شدند. مبارزه شان مبارزه درستی در نیامد و دچار انحراف شدند و این انحراف از نوع چپ گرایی و انحرافات چپ گرایی است و ما انحراف راست هم داریم در کشورمان و افرادی که درس تاسوعا را نگرفتم و به عاشورا رسیدند نتوانستند مقاومت کنند.
وقتی شما متکی به ادبیات و شعار حسینی هستی و مدل داری، در همه زمینه مدل داری که علی اصغرش این است و حبیب بن مظاهرش آن است. ما هم شعار داریم و هم قصه داریم و هم مدل داریم. در گوش ما از زمانی که تشیع در ایران شکل گرفت تو گوش ما داستان کربلا را گفتند و یک ملت با این داستان زندگی کرده، با این داستان ساخته شده، بعد الگو هم پیدا کرده، در سنی بوده الگو پیدا کرده و این الگو هم و این داستان اساسا حماسه آفرین است.
در این کشور بعضیها چه در دوره قاجار، چه قبل از قاجار، چه در جمهوری اسلامی این را درک نمیکنند که میشود در مقابل ظلم ایستاد. مخصوصا با این امکاناتی که ما در این ۴۷ سال گذشته با همین شعار میتوانیم به خودمان واقعا باور داشتیم، به ظرفیتهای ملت مان، به ظرفیتهای جوانان مان باور داشتیم، جلوی دشمن ایستادیم. دشمن خیلی ترسوتر از چیزی است که نشان میدهد.
در این جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه این را دیدیم، ده تا پانزده گذشت. جنگ ۱۲ روزه خیلی کمتر، چهار و پنج روز که گذشت تقاضای آتش بس کردند، ولی داخل کشور برخی باور ندارد، برخی بعدا اعتراف کردند که فکر نمیکردیم که این جوری بایستیم مقابل دو قدرت اتمی و دهها کشوری که حمایت میکنند، برخیها علنی و برخیها غیر علنی. به نظر قاطبه ملت ایران از دوران صفوی به این طرف از عاشورا درس گرفتند، سینه به سینه مادران ما به ما گفتند، پدران ما به ما گفتند، علما منتقل کردند این ادبیات را، البته جریان روشنفکری در کشور ما این را تخطئه میکرد، تحت عنوان تشیع علوی صفوی. مثلا یک دوگانهای ایجاد کرده بودند، در حالی که تشیع اصلا مبتنی بر شعارست و ویژگی اصلی اش مبتنی بر شعار بودن است که شعارست که زنده نگه میدارد.
خیلی مکتبها هستند، در حد مثلا همان مبانی میمانند ولی نمیتوانند الگوی عملی ارائه کنند، نمیتواند راهکار ارائه کنند. وقتی دشمن به ما حمله میکند، راهکار ما مقابله است که از الگوی عاشوراست، یک سفیری در اواخر دوران قاجار داشت که به اتفاق مترجمی ایام محرم میگوید برویم در یکی از مجالس بشینیم و بگوییم چه میگویند. سیاحان و سفرا معمولا خاطرات شان را نوشتند. این آقای سفیر با یک مترجم میرود در یکی از مجالس روضه مینشیند. یک آقایی میرود بالای منبر، شروع میکند به سخنرانی که امام حسین (ع) این بود، کربلا این شد، این آدمها نقش آفرینی کردند، مقابلش اینها بودند و این ها، آن طرف ترجمه میکند و میگوید من تازه میفهمم این مردم چرا این قدر ناآرام هستند به این معنی در مقابل ظلم مقاومت میکنند. اگر استعمار به ما حمله کرده مردم مقاومت کردند، این مقاومت کاملا حسینی است.
فقط در جنگ تحمیلی نبود که مثلا آقای آهنگرانی داشته باشیم و مداحان دیگری داشته باشیم که بخواهند شور حسینی ایجاد کنند و رزمندگان ما بروند. در دوران صفوی در جنگها این بود. قبل از حمله مینشستند یاد امام حسین (ع) میکردند و پیروزیهای زیادی به دست میآورند. در جنگ روسیه علیه ایران، به گنجه شب عاشورا حمله کردیم. سال قبلش شب عاشورا آنها حمله کرده بودند و گنجه را گرفته بودند و خیلی کشتار کردند، سال بعدش عزاداری مفصلی در سپاه ایران شد و بعد از آن عزاداری حمله گسترده کردند و گنجه را پس گرفتند. در جنگ هرات دوم که نتوانستیم هرات را فتح کنیم و مجبور به عقب نشینی شدیم جامعه ایرانی و سرداران و نظامیهای ما، اعتراض داشتند. محمدشاه قاجار اطلاعیه صادر میکند و در آن قسم میخورد به اسدالله غالب و نام امیرالمومنین (ع) را میبرد که من به اسدالله غالب که از هرات نگذشتم و مجبور شدند عقب نشینی کنند. بعد به اسدالله غالب قسم میخورد که من دوباره حمله میکنم و هرات را میگرفتم و مردم مقاوم هستند و اگر شاه نتواند مقاومت کند، این مردم مقاومت میکنند.
ما در جنگهای روسیه شکست خوردیم و سفیر روسیه آمد در ایران گریبایدوف و خیلی بد رفتار میکند و اهانت میکرد به ایرانیان و حکومت شکست خورده بود ولی مردم شکست نخورده بودند و صحنه را برای سفیر گستاخ روسیه در ایران رقم میزنند و آقای گریبایدوف و تعدادی از اتباع سفارتخانه شان کشته میشوند به خاطر جسارت به مردم ایران و البته تیراندازی به مردم ایران که مردم با اینها مقابله میکنند. رئیس علی دلاواری با شعار حسینی میرود، ستارخان با شعار و پرچم حضرت ابالفضل (ع) میرود.
در عاشورای ۱۳۳۰ که تعدادی از علمای تبریز را به شهادت میرسانند، مردم زیر توپ و بمباران روسها ایستادگی میکنند، تا پای دار هم میروند. فقط در دوره پهلوی، شاهد یک نوع مقاومت دیگر هستیم. رضاخان برای جمع کردن بساط عزای امام حسین (ع) آمد ماموریت داشت کنسول انگلستان این را اعلام کرد و ما در طول سال ۱۳۱۱ به بعد ۵ سال بعد از این که رضاخان به سلطنت رسید عملا عزاداری ممنوع شد و مردم با خیلی گرفتاری در خانهها و پستوها عزاداری میکردند. انقلاب حسینی با شعار حسینی در ماه محرم و در روز عاشورا حرکت اصلی خودش را آغاز کرد تا پیروزی این شعار حسینی دارید که الهام بخش مردم به صحنه میآورد و هر کس این را با معرفت و با شناخت مبانی دینی عاشورای حسینی درک کرد، توانست مسیر را تا این جا، تا امروز ادامه دهد. برخی به خاطر ضعف مبانی شان، اصلا باور نمیکردند شاه برود. به حضرت امام پیغام میدادند حتی در ملاقات با حضرت امام میگفتند مگر میشود شاه برود؟ آذر ۱۳۵۷، دی شاه رفت یعنی یک ماه بعد رفت.
میگویند تازه شاه برود با ارتش و آمریکا چکار میکنید؛ که امام با صراحت پاسخ میدهد و میگوید علی التحقیق پیروزیم. بعد در جنگ ۱۲ روزه و بعد از جنگ ۱۲ روزه رهبر شهید ما مدام تاکید میکردند مقاومت کنید، مقاومت میکنیم، قطعا پیروزیم و پیروزی را دیدیم. دو قدرت اتمی به ایران حمله کردند.
سوال: رهبر شهیدمان در یکی از سخنرانی های شان تاکید داشت به زودی احساس پیروزی را خواهید چشید؟
حقانی: به نظرم پیروزی های بزرگ تری در پیش داریم. با مقاومتی که مردم می کنند و با ایستادگی که کشورمان می کنند، قطعا پیروزی های بزرگ تری با الهام گیری از حماسه عاشورا خواهیم داشت.
سوال: داشتیم مردمانی مثل تاریخ فعلی، چنین ثابت قدم، با این اعتقادات و چنین پای کشور؟
حقانی: به نظر بله داشتیم، ولی این که امکان ظهور و بروز داشته باشد و بتوانند این طوری که الان این مقاومت به نمایش گذاشته شده است، بتوانند این جور نمایش قدرت دهند، نه. در جنگ جهانی اول مردم با شعار حسینی واقعا ایستادند و کشور را نگه داشتند. سه کشور ما را اشغال کرده بودند. روسیه، انگلستان و عثمانی ایران را اشغال کرده بودند و بعد آن قحطی وحشتناک آمد و کشتار و آن بیماری که منتقل شد به ایران و مردم ایستادند با شعار حسینی. این ها را در سلسله مقالات آوردم که در این شرایط سخت آیا عزاداری ترک شد؟ در هیچ جایی عزاداری ترک نشده و مردم مقاومت را از عزاداری سید الشهداء (ع) گرفتند، ولی دو عامل را نداشتیم، اولین عامل یک رهبر شجاع، رهبران شجاع داشتیم در طول تاریخ مان، ولی یک رهبر شجاعی نظیر حضرت امام، نظیر رهبر شهیدمان، این را ما فقدانش را احساس می کنیم.
سوال: حتی بعداز شهادت رهبر شهید، حضرت سید مجتبی خامنهای که زمام امور را به دست گرفتند؟
حقانی: بله فرزند همان مکتب و همان راه هستند و بروید این فقدان رهبر مبارز، رهبری که مردم اولا مردم را آموزش بدهد، تربیت کند، کار بزرگی که رهبر شهید ما طی ۳۶ سال انجام داد، رهبر ما هم رهبری کرد و هم تبیین کرد، جهاد تبیین کرد. مردم را آموزش داد، بارها ایشان درباره ماهیت غرب جنایتکار به ویژه آمریکا ایشان هشدار داد و مردم الان که شما میبینید مردم ایستادند در خیابانها و به هیچ وعده آنها اعتماد نمیکنند و مسئولین ما این رویکرد مردم از این ظرفیت حمایتی استفاده کرده و محکمتر در مقابل آنها بایستند، به واسطه آموزشهایی است که مردم از رهبر شجاع گرفتند که خودش ایستاد تا پای جان، ملت ایستاده و میگوید من تسلیم نمیشود در مقابل این و اتفاقا همین روحیه باعث شده که ما به واسطه داشتن رهبری شجاع یک، مردم که بودند و الان پشت سر یک رهبر شجاع قرار گرفتند، چه امام راحل، چه امام شهید و چه رهبر رشید امروزمان.
سوال: اثرگذاری شان بیشتر شده؟
حقانی: اثرگذاری شان بیشتر شده و ما تجربه نظام سازی ۴۷ ساله داریم. در این ۴۷ سال توانستیم قدرتمند شده و وارد عرصههایی شویم که قبلا اجازه نمیدادند و این حلقه سوم مفقوده است. قاجار نمیتوانست یک جاده معمولی بکشد، نامه ناصرالدین شاه است، دست خطش است، میگوید حتی نمیتوانم حتی چند متر راه شوسه بکشم، راه آسفالته نه، راه سنگریزه ریخته شده، کوبیده شده، میگوید روس و انگلیس نمیگذارند که من جاده بکشم. میدانم جاده بکشم و میدانم باید سد بزنم و میخواهم بزنم، اجازه نمیدهند.
سوال: این نظام سازی باعث شد که روز اول نقشه، خدعه دشمن به گونه دیگری رقم بخورد، شهادت رهبرشهیدمان اتفاق افتاد و آنها فکر میکردند همه چیز تمام شده و اگر این نظام سازی اتفاق نمیافتاد کمتر از دو ساعت پاسخ کوبنده نیروهای مسلح را نداشتیم؟
حقانی: روی کاغذ باید آن چیزهایی که آنها میخواستند انجام میشد، ولی آنها نه درکی از ملت ایران دارند، نه درکی از حماسه عاشورا دارند. ملتی که در مکتب امام حسین (ع) آموزش دیدند، این ملتی که رهبرش میایستد و خودش و خانواده اش به شهادت برسد. یک چیزهایی بعضیها میگفتند، اگر جنگ بشود یک دانه از اینها نمیمانند.
سوال: چقدر از آن هایی که الان در میدان ها هستند و ترک نمی کنند، چقدر از همان هایی هستند که شاید همین ها را می گفتند و می گویند ما آمدیم که حلالیت بخواهیم از گفته های خودمان؟
حقانی: رهبر ما شهید شد، بخشی از خانواده شان شهید شدند، این ها همان صف اول هایی بودند. خدا این دفعه به صف اولی ها نگاه کرد و بخشی از صف اولی ها که عمرشان در راه جهاد و شهادت گذاشته بودند، آروزی شان شهادت بود. رهبر ما آرزوی شان شهادت بود. ما الان احساس یتیمی می کنیم. ما احساس می کنیم که گوهری از دست دادیم. ایشان که فوز عظیمی رسیدند و الان قطعا در آغوش سید الشهداء (ع) در بهشت و در کنار پیامبر (ص) و جدشان هستند، این ملت ملت مبارزی که همیشه مبارز بودند ولی رهبر شجاع و رهبری که دست ید داشته باشد یعنی دستش باز باشد، ما با نظام سازی دست رهبرمان باز شد.
امام اگر می توانست 15 خرداد همان کار را می کرد، نتوانست تا انقلاب اسلامی. البته امام از همان اول باور داشت. بعضی ها به امام می گفتند حتی در سطح مراجع به اتکای چی همچین حرکتی را آغاز کردید؟ امام یک به نصرت الهی باور داشت. رهبر شهیدمان هم به نصرت الهی باور داشت. کسی که به نصرت الهی باور داشته باشد در مقابل هیچ قدرتی سر خم نمی کند. عقلانیت شیعی بر رفتار مرجعیت شیعی و زعمای ما از ابتدا حاکم بوده و در امام راحل و در رهبر شهیدمان و در رهبر رشیدمان در اوج خودش است.
سوال: ما مقاطع زمانی مختلف را نگاه کردیم، عبور کردیم، با فراز و فرودهای فراوانی در هر مرحله و در هر مقطع تاریخی که شما به خوبی آگاهید و من شاگردی میکنم محضر شما دشمنی وجود داشته، هدف کلانی وجود داشته و مردمی وجود داشتند و خدعه و نیرنگی وجود داشته، فتنههایی از سوی دشمن، هر مقطع الگویی را تجربه کرده و به مقطع تاریخی دیگری رفته، رسیدیم به تاریخ شکوهمند انقلاب اسلامی، فراز و فرودهای فراوان، ۴۷ سال تاریخ ارزشمند انقلاب اسلامی گواه این است که در پس فراز و فرودها برآمده، به پشتوانه رهبری و به پشتوانه مردمی و براساس اهداف کلانی که رسیده، بایدها و نبایدها، اما خدعه، نیرنگ و فتنه دشمن، همچنان وجود دارد و بایدها و نبایدهایی باید حفظ شود، رعایت شود برای این که اصل اتحاد این مردم و وجودیت این کشور زیر سوال نرود، آنها چی هستند برمبنای درسهای تاریخی که ما داریم؟
حقانی: اساسا جریان حق و جبهه حق از ابتدا دشمن داشته و انبیاء الهی آمدند برای این که مردم را از قید مستکبرین آزاد کنند. در قرآن کریم دو واژه خیلی مهم داریم، خیلی تکرار شده. «ملا و مترفین» ملا همان زورگویان و قدرتمندان هستند. الان آمریکای جنایتکار و این رژیم نامشروع را میتوانید مظهر ملا و مترفین جدید بدانید. هم سرمایه داری افسارگسیخته، همه چیز را میخواهد غارت کند، ادعا ارضی به همه دنیا و کشورما داشت، خارک را میگیرم. نفت شان را میبرم و این ها، این همیشه بوده است.
در طول تاریخ بوده و انبیاء الهی وظیفه شان این بوده که آگاه کنند مردم را در مقابل اینها و دست خود مردم از قید بندگی مردم را رعایت کنند. عاشورا آمد اصلا صحنه دیگری را رقم زد و تجربهای را به نمایش گذاشت که براساس این مردم فهمیدند که میشود با مقاومت، دشمن را شکست داد. یزید شکست خورد روز عاشورا، یزید پیروز نشد، شکست خورد، هم از سیدالشهداء شکست خورد، هم از حضرت علی اصغر (ع) شکست خورد و هم از حضرت زینب (س) شکست خورد و مردم فهمیدند الان یک مدل و الگو هم دارند.
امروز ما با شقیترین اشقیاء در گفتمان ماست با بدترین نوع مستکبرین مواجه هستیم. اشاره کردم آن حرمله یک تیر سه شعله زد، حرملههای جدید بمباران میکنند. حرملههای جدید بیش از ۱۷۰ کودک معصوم را به شهادت میرسانند و هیچ ابایی ندارند از سلاحی استفاده کنند که چند هزار ترکش داشته باشد. درسی که از عاشورا میگیریم این است که در مقابل این باید بایستیم. آن نکته این است که در بحث حق و باطل یک طرف، ملت ایران اساسا دشمنان جدی دارد. ما ملتی هستیم با هفت هزار ساله سابقه تمدنی. ملتی هستیم که در یک منطقه مهم در قلب زمین زندگی میکنیم. هزار سال در قلب زمین حکمرانی کردیم. تجربه جهان داری داریم. الان شعار حسینی و آرمانهای مهدوی (عج) این ملت را مستعد این کرده که بتواند تمدن جدید اسلامی ایجاد کند. نشانه هایش را در این ۴۷ سال میبینید. این خود تحقیری که بعضیها دارند و میخواهند القا کنند هیچ اتفاقی نیافتاده، مانع از دیده شدن درست است.
مقاومت، ایستادگی، با صبر و استقامت، زحمت دارد. اینکه در مقابل قدرتهای بزرگ مستکبر هیچ ابایی نداشته باشند. از اعمال هر ظلم و جنایتی، خسارت دارد، ولی منفعتش و آن بهرهای که مردم خواهند برد و جریان حق خواهدبرد، به مراتب بیشتر از لطمات و صدماتی است که آنها قصد دارند به ما بزنند و یا زدند، ما الان آسیب دیدیم، ملتی که ایستاده و فرزندش شهید شده، هشت عضو یک خانواده شهید شده و مادر خانواده ایستاده است محکم.
سوال: این درس آموخته مکتب امام حسین است؟
حقانی: بله. این درسی است که ملت ما از مکتب حسین (ع) گرفتند و تجربه شیرین ایستادگی و مقاومت را هم دیدند. قبل از انقلاب سرزمین از دست دادیم. چه در جنگ، چه در گفتوگو و دیپلماسی، در دوره پهلوی با دیپلماسی بحرین و خیلی جاهای دیگر دادند، در دوره قاجار با جنگ از دست دادیم. در جمهوری اسلامی در این ۴۷ سال سرزمینی از دست ندادیم، که هیچ، ظرفیتهایی را احیا کردیم در کشورمان نظیر همین ظرفیت تنگه هرمز که رهبر عزیزمان به آن اشاره کردند. ظرفیتهایی را هم احیا کردیم. قدرتهای بزرگ را هم عقب راندیم.
ان شاءالله مقاومت باعث شکست آن قدرتها شود. عمل به آموزههای دینی، باور به نصرت الهی، همان چیزهایی که رهبران مان داشتند، شجاعت، مقاومت، ایستادگی، هوشمندی و عقلانیت. این که شما دست دشمن را بخوانید، هم امام و هم رهبر شهیدمان دست دشمن را در مقاطع مختلف دقیق میخواندند و آگاهی بخشی میکردند. رهبر شهیدمان و رهبر عزیزمان همین طورند و مقاومت حسینی و استقامت قطعا میتواند راهگشا باشد برای پیروزی ملت ایران.
قطعا و با تمام وجود یقین دارم هم به نصرتهای الهی باور دارم و هم به کلام رهبر شهیدمان باور دارم، چون هرچه گفت محقق شد و درست است.