پخش زنده
امروز: -
سرپرستان هیات کاوش باستانشناسی محوطه تاریخی کلگه زرین مسجدسلیمان با تاکید بر جایگاه راهبردی این محوطه در بازخوانی تاریخ و ساختار اجتماعی حکومت الیمایی، اعلام کردند که تداوم کاوشهای علمی، جلب مشارکت جامعه محلی و ایجاد سایتموزه و زیرساختهای گردشگری فرهنگی، میتواند کلگه زرین را به یکی از کانونهای مهم حفاظت، پژوهش و توسعه پایدار در جنوبغرب ایران تبدیل کند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما سرپرستان هیات کاوش باستانشناسی محوطه تاریخی کلگه زرین مسجدسلیمان، با اشاره به اهمیت این محوطه در مطالعات دوره الیمایی، بر ضرورت تداوم پژوهشهای علمی، حفاظت پایدار و بهرهگیری از ظرفیتهای گردشگری فرهنگی برای معرفی هرچه بهتر این میراث ارزشمند تاکید کردند.
علی هژبری اظهار کرد: یافتههای احتمالی معماری، نقشبرجستهها و نگارکندهای این محوطه میتواند افقهای تازهای را در شناخت ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حکومت الیمایی بگشاید.
او با بیان اینکه مطالعه نقشبرجستهها محدود به حوزه باستانشناسی نیست، افزود: تحلیل این آثار میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره روابط قدرت، تقسیم کار اجتماعی، هنجارهای فرهنگی و شیوه تعامل طبقات مختلف جامعه در دوران باستان در اختیار پژوهشگران حوزههای تاریخ، جامعهشناسی و انسانشناسی قرار دهد.
ایوب سلطانی دیگر سرپرست هیات کاوش با تشریح ساختار اجتماعی جوامع تاریخی تصریح کرد: ساختار اجتماعی مجموعهای از روابط میان افراد، گروهها و طبقات جامعه است که بر مبنای آن رفتارهای فرهنگی و اجتماعی شکل میگیرد. این ساختار را میتوان در دو حوزه کلی شامل بخشهای سیاسی و اقتصادی بهعنوان مؤلفههای سخت و حوزههای اجتماعی و فرهنگی بهعنوان مؤلفههای نرم جامعه مورد مطالعه قرار داد.
سلطانی در ادامه با اشاره به جایگاه حکومت الیمایی در تاریخ ایران گفت: پس از قدرتگیری سلوکیان و در دوره اشکانی، الیماییها در جنوبغرب ایران حکومتی قدرتمند و نیمهمستقل تشکیل دادند که قلمرو آن بخشهای گستردهای از خوزستان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، لرستان، ایلام و بخشهایی از استان اصفهان را دربر میگرفت.
به گفته آنان، ضرب سکههای مستقل، کنترل راههای ارتباطی منتهی به بینالنهرین، توسعه تجارت دریایی در خلیجفارس و اتکا به ظرفیتهای کشاورزی و دامداری، از مهمترین عوامل اقتدار اقتصادی این حکومت بوده است.
سرپرستان هیات کاوش همچنین با اشاره به کشف سکههای الیمایی در شمال شبهجزیره عربستان اظهار کردند: پراکندگی این سکهها، گواهی روشن بر گستره نفوذ اقتصادی الیماییها و نقش راهبردی آنها در شبکههای تجاری منطقه، بهویژه در حوزه خلیج فارس است.
آنها مسجدسلیمان را در کنار ایذه از مهمترین مراکز سیاسی و مذهبی الیماییها دانستند و افزودند: احداث بزرگترین صفه سنگی ایران باستان، وجود معابد متعدد و استقرار مجموعههای آیینی در این منطقه، نشاندهنده جایگاه ممتاز مسجدسلیمان در نظام سیاسی و اعتقادی الیماییهاست.
به گفته این دو باستانشناس، معبد کلگه زرین با نقوش مرتبط با آیین مهر (میترایی)، میتواند بازتابی از تنوع و تساهل دینی در جامعه الیمایی باشد.
هژبری و سلطانی با تاکید بر اهمیت یافتههای باستانشناختی این محوطه خاطرنشان کردند: علاوه بر کشف سردیسها، سکهها و نقشبرجستهها، مطالعه معماری و سفالهای بهدستآمده نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است و ادامه کاوشها، در صورت تأمین شرایط مناسب حفاظتی، میتواند اطلاعات کمنظیری درباره تاریخ و فرهنگ این دوره ارائه کند.
به گفته هژبری و سلطانی، توجه مسئولان محلی به توسعه گردشگری فرهنگی با محوریت کلگه زرین آغاز شده و ایجاد سایتموزه در این محوطه میتواند زمینهساز رونق گردشگری، افزایش ماندگاری گردشگران و ارتقای اقتصاد محلی شود.
سرپرستان هیات کاوش همچنین بر اهمیت مشارکت جوامع محلی در حفاظت از آثار تاریخی تاکید کرده و اظهار داشتند: در رویکردهای نوین مدیریت میراثفرهنگی، مشارکت مستقیم جوامع محلی، بخشخصوصی و ذینفعان بومی، یکی از الزامات اصلی حفاظت پایدار از آثار تاریخی محسوب میشود.
آنها تشکیل سازمانهای مردمنهاد محلی را گامی مؤثر در جهت تقویت سرمایه اجتماعی، جذب سرمایهگذاری و صیانت از میراثفرهنگی منطقه دانستند و بر ضرورت توجه همزمان به میراث ناملموس در کنار میراث مادی تاکید کردند.
به اعتقاد این دو باستانشناس، نهادهایی همچون شرکت نفت و شهرداری نیز میتوانند در چارچوب مسئولیتهای اجتماعی خود، نقش مؤثری در حفاظت و معرفی میراث فرهنگی مسجدسلیمان ایفا کنند.
آنها همچنین یکی از مهمترین چالشهای حفاظت از محوطههای تاریخی شهری را وجود معارضان و مالکان خصوصی، اجرای پروژههای عمرانی و ضعف نظارت مستمر عنوان کردند و افزودند: افزایش آگاهی عمومی، گفتوگو با جوامع محلی، تملک هدفمند اراضی و بازنگری در قوانین مرتبط با حفاظت از محوطههای تاریخی، از جمله اقدامات ضروری برای صیانت مؤثر از این میراث ارزشمند است.
هژبری و سلطانی در پایان تاکید کردند: کاوشهای باستانشناسی شهری، علاوه بر نجاتبخشی آثار در معرض تهدید، ابزاری مهم برای شناخت لایههای تمدنی و برقراری توازن میان توسعه شهری و حفاظت از هویت تاریخی شهرها به شمار میرود.