پخش زنده
امروز: -
عضو دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری بیان اینکه وحدت و انسجام پرتکرارترین توصیه رهبر شهید بود گفت: بعد از جنگ ۱۲ روزه نیز رهبر شهید بر این موضوع تاکید داشت تا دشمن نتواند خللی در وحدت و انسجام مردم و مسئولان ایجاد کند.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما؛ آقای مهدی فضائلی در برنامه گفتگوی ویژه خبری به تشریح تحولات منطقه و «ابعاد مختلف شخصیت و سیره رهبر شهید انقلاب» پرداخت و به پرسشها در این باره پاسخ داد.
متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سوال: یکی از مولفههای قدرت جمهوری اسلامی ایران و کشور عزیزمان و اقتدار آن بی تردید انسجام و وحدتی است که وجود داشته و این یکی از رمزهای مهم پیروزی ما به ویژه جنگ تحمیلی اخیر بود و حفظ این انسجام و وحدت بسیار ارزشمند است. اگر بخواهیم از خود تدبیر و دوراندیشی رهبر شهید انقلاب بهره بگیریم توصیههای ایشان و روش و منشی که برای حفظ این انسجام داشتند چه بود که بخواهیم آن را به کار بگیریم و بتوانیم مولفه قدرت را همچنان حفظ کنیم؟
فضائلی: بحث وحدت و انسجام از ابتدای پیروزی انقلاب جزء پر بسامدترین موضوعاتی بوده که هم حضرت امام رحمت الله علیه روی آن تاکید زیادی داشتند و هم در تمامی دوران زعامت رهبری شهید به دفعات مسئله مورد تاکید قرار گرفته بود و به خصوص بعد از جنگ سال گذشته، جنگ ۱۲ روزه یکی از پرتکرارترین و جدیترین توصیههای ایشان بحث حفظ انسجام بود. یکی دوتا تعبیر خیلی مهم و ماندگار داشتند یک بار که از اتحاد به عنوان اتحاد مقدس ایشان یاد کردند و در یکی از سخنرانیهای بعد از جنگ هم ایشان این تعبیر را داشتند که توصیه قطعی من حفظ انسجام و وحدت جامعه است و خیلی جالب است که در پیامهای رهبر معظم انقلاب هم این مجموعه پیامهایی که از ابتدای شورای رهبری ایشان تا الان ایشان صادر کردند میشود بگوییم که پر تکرارترین موضوعی که در این پیامها بود بحث وحدت و انسجام است یعنی در رتبه یک وقتی ما پیامها را بررسی میکنیم این موضوع رتبه یک را دارد همه اینها نشان میدهد که این مسئله بسیار بسیار مهمی است.
از آن طرف هم میبینیم دشمن یعنی یکی از دلایلی که این تاکیدات در طول دوران بعد از انقلاب و توسط هر سه رهبر انقلاب مورد توجه بوده این است که دشمن ما هم تلاش بیوقفه ایراد داشته و دارد برای اینکه در این انسجام خلل ایجاد کند و آن را از بین ببرد، لذا اهمیت موضوع هم از جهت تلاشی که دشمن دارد میکند و هم از جهت تاکیداتی که از این طرف برای مقابله با رفتار دشمن صورت گرفته و هدایتهایی که بوده این خیلی روشن است بحث این که چگونه میشود این انسجام و این وحدت را حفظ کرد باز در خود بیانات و در سیره رهبری و رهبران انقلاب که نگاه کنیم مولفههایی دارد یکی از این مؤلفهها اولاً توجه به خود همین موضوع است یعنی دائماً گوشزد کردن اینکه ما حواسمان باشد که مسئله انسجام و مسئله وحدت مسئله مهمی است توجه داشته باشیم به رفتار دشمن و نقشه دشمن برای ایجاد خلل یعنی دشمن شناسی و دشمنیشناسی یعنی بدانیم یکی از اقدامات و تلاشهای جدی دشمن به هم زدن این انسجام از خود این توجه به نظرم خیلی خیلی مهم است، یک بخش دیگر این است که تلاش میشود برای اینکه ما باید سوءظنها در جامعه را کم کنیم از یک طرف جامعه حرفهایی دارد یا جریانهای سیاسی چهرههای سیاسی حرفهایی دارند نقدهایی دارند که میخواهند آنها مطرح بشود و هیچ وقت توصیه نشده که شما نقد نکنید یعنی در کنار این بحث انسجام بحث عدم نقد مطرح نبوده، چگونگی نقد مطرح بوده خاطرم است اتفاقاً در اولین سخنرانی که رهبر شهید بعد از جنگ ۱۲ روزه سخنرانی عمومی که داشتند در دیدار با مسئولان قوه قضائیه بود.
البته در هفته قوه قضائيه انجام نشد به دلیل شرایطی که بود با تاخیر انجام شد ولی اولین دیدار بعد از جنگ بود در آن دیدار اتفاقا رهبر شهید انقلاب بحث انتقادات را مطرح کردند و آنجا فرمودند که حالا مضمون فرمایش حضرت آقا این بود که نقدهایی است، من فقط دو توصیه دارم برای بیان این نقدها توصیه اولشان این بود که رعایت ادب نقد بشود متهم کردن مسئولین یا اهانت به مسئولین جزو نهیهای مکرر ایشان در بحث نقد بود، در موارد دیگری ما از ایشان شنیده بودیم که مسئولین کشور را مثلاً به خیانت متهم کنند این جزو نهیهای صریح رهبری بود یا گاهی مثلاً بعضی از افرادی که شاید خیلی مواضعشان محل بحث و نقدهای جدی قرار گرفته بود و خیلی مواضع مخدوشی داشتند ایشان تعبیرشان در یکی از جلسات این بود که میفرمودند اینها اشتباه میفهمند و همان جا توصیه میکردند اینکه اینها را متهم به خیانت و اینها میکنند من این را قبول ندارم پس توصیه اول ایشان رعایت ادب، رعایت آداب بود در بحث نقد و اهانت نکردن و تهمت نزدن، توصیه دومشان هم این بود که کسانی که میخواهند نقد کنند اشکالی ندارد نقد کنند، اما اطلاعاتشان را درست کنند از آن موضوعی که میخواهند نقد کنند اطلاعات به دست بیاورند و بدانند واقعیت قضیه چیست و بعد نقد کنند، بعد خودشان اضافه فرمودند که بعضی کسانی که نقد میکنند معلوم است که اینها از مسائل اطلاع ندارند به نظرم این مسئله در بسیاری از مواقع تکرار میشود یعنی این عدم توجه به این دو توصیه مکرر اتفاق افتاده در مواردی که هم متأسفانه بعضی از منتقدین این ادب را رعایت نمیکنند و خیلی راحت مسئولین را متهم میکنند به یک سری موارد و ثانیاً اینکه از روی علم و اطلاع و آگاهی هم بعضی از نقدها نیست و این دو برخلاف توصیههایی است که رهبر شهید انقلاب داشتند.
سوال: و به ویژه در فضایی که الان قرار داریم به ویژه بحث مذاکراتی که پیش آمد یک عده در مخالفت، یک عده در موافقت این ماجرا نظرات مختلفی را مطرح کردند و یک عده نقد مطرح کردند برخی نقدهای سازنده مطرح کردند، یک عده هم ممکن است از نقد فراتر رفتند و این باعث شد که به سمت ایجاد تفرقه شاید پیش برود. مرز مشخص این نقد و تفرقهای که ممکن است اتفاق بیفتد کجاست، شما یک مورد اشاره کردید که رعایت آن ادب نقد است و کسب اطلاع و آگاهی و همه کسانی که چه در موافقت و چه در مخالفت بحث میکنند نیت همه تبعیت از امر رهبر است، اما در عین حال وارد آن که میشویم میبینیم بعضی جاها یک مقدار از آن نقد عبور بیشتری از آن خطوط قرمز دارد.
فضائلی: بخش قابل توجهی واقعاً دغدغه تبعیت از مواضع و نگاه رهبر معظم را دارند و بعضیها هم شاید بگوییم دغدغههای دیگر دارند و این را بهانه میکنند من چند نکته در ارتباط با بحثهای اخیری که مطرح شده عرض کنم ببینید در این مسئله، چون به خصوص بعد از پیامی که رهبر معظم خطاب به مردم صادر فرمودند در مورد همین تفاهمنامه نکاتی مطرح شد من برداشت خودم با یک مقدار چاشنی بعضی از اطلاعات را خدمت شما و بینندگان عرض کنم، نکته اول این است که از ابتدایی که بحث گفتوگو و مذاکره مطرح شد رهبر معظم فرموده بودند که من با مذاکره عزتمندانه مخالفتی ندارم در حالی که ما در این ایام مکرر افرادی را دیدیم که مطلق با مذاکره مخالفت میکردند الان ما دو گروه داریم در ارتباط با مذاکرات گروهی که دلباخته و شیفته مذاکرات هستند و همه مسائل را و حل آن را در مذاکره جستوجو میکنند و هر اتفاقی میافتد بلافاصله با هر شرایطی میگویند باید برویم مذاکره کنیم حتی بعضاً تعبیر داشتند، ولو مذاکره بد یعنی ما این را هم در دورانی داشتیم یک عده اینطور هستند یعنی شیفته و دلباخته مذاکره هستند و در نقطه مقابل این افراد و این جریان ما افرادی را داریم که مطلق مخالف مذاکره هستند و حتی مذاکره را شاید مثلاً حرام میدانند با منطقی برای خودشان، در صورتی که مذاکره یک ابزار است و این ابزار بستگی دارد شما کی و چگونه از آن استفاده کنید جاهای استفاده از مذاکره بسیار متنوع است یک جایی است بله میخواهید بروید برای بده بستانی که تفاهمی صورت بگیرد چیزی بدهید و چیز بستانید.
در گفتگو و مذاکرهای، یک جاهایی شما مذاکره میکنید برای اتمام حجت برای اینکه افکار عمومی را اقناع کنید چه در داخل کشور و چه در سطح بینالمللی برای اینکه تلقی نکنند شما نظامی هستید که بنا را بر لجبازی گذاشتید و مثلاً میخواهید همه معادلات را نادیده بگیرید برای اتمام حجت به این بخش از افکار عمومی شما مذاکره میکنید، یک جاهایی برای کسب تجربه است در ماجرای برجام رهبر شهید در سخنرانی فرمودند که فکر میکنم ۱۳ آبان سالش دقیق خاطرم نیست آقا سخنرانی کردند فرمودند بحث مذاکرات و اینها که مطرح است این اسباب کسب تجربه برای جامعه ما خیلی میتواند مفید باشد اگر به نتیجه رسید که فبها ادامه میدهیم و حتی میتواند ارتقا پیدا کند مثلاً به حوزههای دیگر و فرمودند بحث مذاکرات که مطرح است، این از باب کسب تجربه برای جامعه ما میتواند مفید باشد، اگر به نتیجه رسید، ادامه میدهیم و میتواند ارتقاپیدا کند به حوزههای دیگر، اگر به نتیجه نرسید مردم ما یک تجربه مهمی را کسب میکنند.
یک بخشی ممکن است در یک مقاطعی بخشهایی از کشور نیاز به فرصت داشته باشند، زمان لازم داشته باشند، شما برای آنها اختصاص به ما هم ندارد، طرفهای مقابل ما در دنیا این اهداف برای مذاکرات است، لذا حرام دانستن مذاکره این قطعا خلاف هم مشی رهبری است و هم خلاف عقل است ما در ادوار مختلف بحث مذاکره را داشتیم، در دورهها و دولتهای مختلف و رهبر شهید به جز در یک مقطعی که ایشان مذاکره را گفتند نه جنگ میشود و نه مذاکره میکنیم که دوره اول ترامپ بود، در ادوار مختلف این مذاکرات در سطوح مختلفی انجام میشده و اهدافی را دنبال میکردند، رهبری در بحث تحلیل تاکید میکردند که آن کار اصلی این است که ما تحریمها را به بی خاصیت بکنیم، یعنی این قدر قوت درونی پیدا کنیم و اقتصاد مان قوی بشود و شرایط داخلی قدرت پیدا کند که تحریمها اثر نکند، آن چیز اول و راهبرد اولیه است، در عین حال میگفتند اگر بشود یک روز هم زودتر تحریمها را ما برداریم با مثلا گفتوگو باید این کار هم انجام شود.
به نظر این نگاه به مقوله مذاکرات را یک مقداری اصلاح کرد و همان طور که عرض کردم رهبری هم در این ماجرا در ابتدا مذاکره عزتمند مخالفتی نداشتند، شروطی را تعیین فرموده بودند کما این که در این پیامی که دادند، بحث مذاکرات حضوری را در آینده به آن اشاره کردند، این نکته اول، نکته دوم این که بعضی تلقی شان این است که این چیزی که اتفاق افتاده به رهبر معظم انقلاب تحمیل شده است قطعا این طوری نیست، از فحوای همین کلام میشود این را به نظر به خوبی برداشت کرد، اطلاعات دیگری هم است مشخص میکند که چنین تحمیلی صورت نگرفته، تصریح ایشان در این پیام این است که با توجه به تعهدی که رئیس جمهور و اعضای محترم شعام دادند من اجازه میدهم که من اجازه میدهم یعنی با یک اختیاری، ایشان میتوانستند اجازه ندهند، این بحث تحمیل هم منتفی است و نمیدانم یک عده علاقه مندند دائم هم در زمان رهبرشهید این نوع مواجه را ما داشتیم و هم الان تلاش میکنند، علاقه مندند که رهبری را در یک موضعی ببینند و تفسیر کنند که دائم یک عدهای دارند به رهبری تحمیل میکنند.
چه در گذشته و چه در حال، رهبری یک اقتداری داشتند، اشرافی به مسائل کشور داشتند و متناسب با مجموعه مقتضیات و شرایط کشور در ابعاد مختلف آن تصمیماتی را اتخاذ کردند؛ لذا این هم بحث دومی که به نظر باید به آن توجه کرد، نکته سوم این که یک عدهای این پیام را بهانهای قرار دادند برای دامن زدن به اختلافات و توهین به بخشی از مسئولین، فکر میکنم این مصداق دمیدن در سرنا از سرگشادش است، یعنی رهبری که من عرض میکنم که در پیامها وحدت و انسجام، محور اول یعنی غلبه به لحاظ موضوعی و مضمونی در اولویت و در بیشترین تکرار داشته است در پیامها رهبری که در پیام شان به نمایندگان مجلس در خردادماه تصریح میکنند که حتی در موضوعات موجه اختلاف نکنید، چه برسد به غیر موجه، رهبری که حفظ انسجام و وحدت از مصادیق رعایت تقوی در آن پیام ذکر بکنند، رهبری که باز در همان پیام مهمترین اقدام برای مضمون فرمایش این است که خنثی کردن ترفند دشمن اینها بحث وحدت و انسجام را مطرح میکنند، نمیشود پیام ایشان را بهانه وحدت شکنی و انسجام شکنی در جامعه قرار داد و این به نظر این خلاف روح پیامهای رهبری و خلاف سیره رهبری است.
البته تاکید میکنم این به معنی عدم نقد نیست، یک عدهای میتوانند نقد داشته باشند و نقدشان را هم میتواند نقدهای خیلی مفید و سازنده به جایی باشد، این که مسئولین را متوجه کنند، هشدار بدهند، دشمن را به آن پیامهایی بدهند، اینها نه تنها اشکال ندارد، خیلی هم میتواند مفید و خوب باشد به شرطی که آن آداب رعایت شود و به شرطی که با اطلاع اتفاق بیافتد این نقدها با روشهای درست، یک سری روشها که از آنها بوی تحلیل به دست میآید این یک برداشت ناثواب است.
سوال: موضوعی که شما اشاره کردید با آن تفسیر از پیام برمی گردد و تاکیدشان روی آن بخش از پیام است که ایشان نظر دیگری داشتند، تفسیرشان این است که در نظر ولی و امام وقتی بدانیم که قلبا ایشان نسبت به موضوعی نظر دیگری داشتند، باید همان نظر را ما سمتش برویم، ولی دیگر بحثی که بعدا اجازه صادر فرمودند دیگر خیلی نمیتواند ملاک عمل باشد، چون امام را قلبا مخالفت دارند، ولایت پذیری این است که ما با آن چه که در قلب ونیت ایشان است باید به آن عمل کنیم، تفسیر از این عبارت دارد، چقدر این را به واقعیت نزدیک میبینیم؟
فضائلی: یک خلط مبحثی است در این ماجرا، ما آن چیزی که نهایتا ولی جامعه، امضا میکنند، آن چیزی که نهایتا امضا میکنند، آن ملاک است، یعنی تاریخی در ماجرای صفین که خیلی جاها به این اشاره میشود.
سوال: خیلی از وقایع تاریخی هر دو طرف؟
فضائلی: ماجرای صفین وقتی امیرالمومنین دستور میدهند که مالک برگردد، مالک باید برمی گشت و نباید برمی گشت، مالکی که انتصال امر مولی را کرد و برگشت کارش درست بود یا اگر میگفت من که میدانم مولی چرا این دستور را دادند، نه، من میروم ادامه میدهم، قطعا آن عاقبت به خیری میشد مالک، ولو این که خیمه معاویه را هم مثلا، چون خلاف امر مولی انجام داده، ولی اگر میگوییم ولی دیگر نباید تفسیر به رای کنیم، نه الان نیت قلبی ایشان این بود، نه ایشان نهایتا امضا کرد، قبل از امضا اگر تلاش میشد، کسانی میتوانستند تلاش بکنند که همان امر اولیه مولی اتفاق بیافتد، خوب طبیعتا همه این تلاش را میکردند ولی به هر دلیلی نهایتا ولی جامعه جمع بندی این شده است که این را تاکید کنند که این کار الان انجام بشود.
کسی اگر واقعا بخواهد ولایی عمل کند، امروز وظیفه اش این است که این تحقق پیدا کند، ایشان تصریح میکنند که ما یعنی شما مردم شریف و خدمتگزار و تعبیر متواضعانه ایشان منتظر میمانیم و این مطالبه این را داریم برای تحقق این شروط و همه ولایتمدار باید تلاش شان تحقق این شروط باشد، این ولایتمداری است چون اگر ما بخواهیم این را به قول معروف آن تفسیر بپذیریم، خیلی دچار مشکل میشود و خیلی تفسیر به رای میشود، ضمن این که پرسشی هم این جا مطرح است، الان رهبری فرمودند من نظر دیگری داشتم، کی میداند آن نظر چی بوده و از کجا معلوم است این بخش از منتقدین نظری که آنها داشتند، همان نظری دیگری بوده که رهبری انقلاب داشتند، مگر آنها نظرشان گفتند که ما نظرمان چی بوده، این که مخالفت با این تفاهم که نمیشود من نظر دیگری داشتم، آن نظر دیگر چیه، آن تفاهم نه، آن نظر دیگر چیه، نه الان کسی میتواند با صراحت بگوید که نظر رهبر معظم انقلاب چی بوده، حتما کسانی اطلاع دارند، در سطح عمومی را میگویم، نه آن کسانی که جزو منتقدین بودند، معلوم است نظر دیگرشان چیه، این که آنها در این بخش که با این تفاهم مثلا یک عدم موافقتی داشتند.
در این بخش میتوانیم بگوییم مشترک است، اما آن نظر دیگری جایگزین این چی بوده، نه نظر منتقدین معلوم است، نه نظر رهبری برای عموم و نخواستند، اگر میخواستند میتوانستند نظر دیگر خودشان را مطرح کنند که الان ایشان صلاح ندانستند، آن بخش را به آن ورود کنند، آن مقداری که من اطلاع دارم دو تا نکته دیگری که در ارتباط با این پیام قابل توجه است، این است که اولا نگاه رو به آینده باید باشد، برگشت به گذشته و ماندن در گذشته، نظر نبوده و نیست، نکته دوم در این پیام هم میشود در بعضی از اشارات فهمید، همان فرمایش امام راحل است که هرچه فریاد دارید سر آمریکا بکشید، این جا دشمن را رها کردیم، ایستادن در مقابل دشمن تبیین ترفندهای دشمن، هشدار دادن و هوشیاری بودن در مقابل کید دشمن فراموش کردیم و یک بحث داخلی و این بحث اختلافات داخلی و اینها که برداشت من این است که خلاف روح پیامهای رهبری و از جمله این پیام است و ان شاءالله اثر خودش را گذاشته باشد.
سوال: در بحث نقد یک عده نظرشان این است که ما تازه الان فدای یک دورهای شدیم که هنوز در حال چانه زنی هستیم و این بحثها پیش میرود و هنوز به مرحله قطعی نرسیدیم، این نقد میتواند زمانی معنا داشته باشد که آن چه رهبری معظم انقلاب فرمودند منتظر تحقق این شروط میمانیم، در آن مقطع هستیم و برخی این طرف نظرشان این است که شروط محقق نشد و کار تمام شد چه، این نقدی که میخواهد مطرح شود، در یک دوره زمانی دارد، در چه زمانی میتواند مطرح شود، آن چه شرایطی میتواند داشته باشد؟
فضائلی: این دوره مشخص است، این تفاهم یک سری شروط تعیین شده، جمع بندی شده و رهبری فرمودند ما منتظر تحقق این شروط هستیم که همین هفت شرط است، همه باید مطالبه این شروط باشند و هر جایی که درگیری یک تخطی دارد صورت میگیرد، یعنی این شرط محقق نشده و مسئولین کشور و مسئولین مذاکره کننده که ما دارند از کنار این قضیه میگذرند و تن میدهند به عدم تحقق این شروط، آن جایی است که نقد کردن، جایی که هشدار دادن.
سوال: الان رسیده است به آن مرحله؟
فضائلی: الان در کشاکش هستیم، امروز قرار بوده است که مذاکرات فنی شروع شود و ایران لغو کرد شرکت کردن، چرا شرکت نکرد، به جهت این که الان درگیریهایی که طی یکی دو شب گذشته اتفاق افتاد، دلیلش این بود و یک دلیلش هم این است که بعضی از شروط منتظرند ببینند که اجرایی و عملیاتی میشود یا نه، مثلا از پولهای بلوکه شده، اگر قرارست ما از آن استفاده کنیم و سفارشهایی را بدهیم که این طور که من شنیدم در بحث کشاورزی اولین سفارشهایی که قرارست سفارشهایی داده بشود، امکان برداشت از آن پول است یا نیست، اگر امکان برداشت بود که معلوم میشود که اجرایی و عملیاتی شده، اگر نشده باشد، قطعا آن شرط محقق نشده است، یک بخشی از تاخیر یا عدم، توقف مذاکرات فنی دلیلش همین بخشهایی که اجرایی و عملیاتی میشده، یعنی مسئولین کشور مذاکره کنندگان مطمئن شوند که دارد عملیاتی میشود، این بحث لبنان که بحث بسیار پیچیدهای است به همین شکل است، لذا شروط الان در حال پیگیری است و دشمن دارد با آن مقاومت میکند، یعنی خیلی روشن است که، چون شما متن تفاهم نامه را که بخوانید، بسیاری تعجب میکنند که چه طور آمریکا پذیرفت این متن را، وقتی شما مقایسه میکنید با آن ۱۵ مادهای که در آن طرح اولیه ترامپ بود، اصلا قابل مقایسه نیست، این دوتا متن؛ لذا این شکستی که و سرافکندگی که برای دشمن، در بخش نظامی اتفاق افتاده و این جا هم تکرار شده که همه به آن اذعان کرد، دشمن مقاومت میکند این اتفاق نیافتاده در عمل بتواند کارشکنی کند، مسئولین ما باید هشیار باشند و آن شروط را بسیار جدی و محکم دنبال کنند، همه جریانها، مردم، جریانهای سیاسی باید این هوشیاری را داشته باشند، با مطالبه جدیتر یعنی هوشیار نسبت به دشمن، البته مطالبه از مذاکره کنندگان به شکل صحیحش.
سوال: با توجه به اینکه در آستانه تشییع و بدرقه رهبر شهید انقلاب هستیم مناسبت خوبی است با توجه به فعالیت جنابعالی در دفتر حفظ و نشر آثار رهبری و بنا به ارتباطی که وجود داشته بیشتر راجع به ویژگیهای رهبر معظم انقلاب اقدامات و دستاوردهایی که ایشان در دوره زعامتشان داشتند بفرمایید.
فضائلی: شاید خیلی سخت باشد که مثلاً دستاوردهای حدود ۳۷ سال رهبری ایشان را بخواهید در چند دقیقه به آن بپردازیم، در این فرصت آن چیزی که برداشت خودم است و یک بخشی از آن استناد به فرمایشات و بیانات خود رهبر شهید است و یک بخش هم که در بیانات ایشان است ولی من میخواهم استفادهای در این جهت از آن بکنم و عرض میکنم رهبری در آخرین دیدارشان با اعضای مجلس خبرگان فکر میکنم ۱۴۰۳ اگر اشتباه نکنم این دیدار انجام شد تعبیری داشتند که صیانت از توحید و رفع موانع بر سر راه تولید را مهمترین کار رهبری فرمودند و میگفتند مهمترین کار رهبر دینی، رهبر این است که از توحید صیانت کند، موانع بر سر راه توحید را با آن مقابله کند و موانع را بتواند رفع کند یا کاهش دهد، من برداشتم این است که چه امام راحل و چه رهبر شهید انقلاب همه دوران زعامت و رهبری ایشان این بحث صیانت از توحید دستور اولشان بوده یعنی همه کارهای دیگری که انجام میدادند که هر کدام در جای خودش بسیار بسیار مهم است در همانها وقتی که شما یک دقت نظری را اعمال میکنید و دقیق میشوید در آن میبینید که آن هدف نهایی توحید است و این آن چیزی است که شما در رفتار انبیا الهی هم این را میبینید حضرت ابراهیم برای توحید مشکلات را تحمل کردند، حضرت موسی، حضرت عیسی و نبی مکرم اسلام همه تلاششان در جهت توحید بود و برائت از کسانی که در مسیر توحید دارند مانع تراشی میکنند و یا تلاش میکنند که مردم را از این مسیر دور نگه دارند حتی حالا، چون ایام محرم است نگاهی به صحنه قیام عاشورا اگر بیندازید ببینید حضرت اباعبدالله آن شبی که مهلت میگیرند یک شب مانده به عاشورا که مهلت میگیرند میفرمایند من دوست دارم تلاوت قرآن را و مناجات و دعا و اینها را در شب آخر این یعنی آن توجه دادن به توحید، اینکه این حرکت، این قیام، حماسهای که دارد خلق میشود جهتش آن است.
اگر ظهر عاشورا وسط آن معرکه حضرت اباعبدالله اقامه صلاط میکنند به همه ما و در همه تاریخ دارند این توجه را میدهند که شما در وسط معرکه چنین جنگی با چنین ابعادی با صحنههای شگفتی که در معرکه به وجود آمده میایستید به سمت قبله و به سمت توحید و این باز نشانه و توجهی است به همه تاریخ و همه پیروان خودشان که اصل مسئله این است در رهبری الهی و در دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم این مهمترین کار رهبری بوده اگر شما دقت کنید اقداماتی که انجام شده برای صیانت از این مسئله است این نکته اول، حالا در این جهت برای این صیانت کارهای خیلی زیادی صورت گرفته است اگر بخواهم یکی از آن کارهایی که میتواند بقیه کارها را در دل آن تفسیر و تحلیل کنیم تلاش در جهت تحقق ایران قوی است یعنی رهبر معظم انقلاب، رهبر شهید انقلاب اصلاً با خلق این واژه ایران قوی و تکرار آن در مناسبتهای مختلف و تلاش در جهت این که این ایران قوی تحقق پیدا کند خوب این ایران قوی اضلاع خیلی زیادی دارد ممکن است عدهای فکر کنند تاکید ایشان روی بعد نظامی بوده نه، بعد نظامی یکی از اضلاع و البته ضلع مهمی است ولی یک بخش مهمی از تاکیدات ایشان بحث علم و پژوهش است شما در بیانیه گام دوم در آن هفت توصیهای که مربوط به آینده نظام و آینده انقلاب است اولین توصیه ایشان بحث علم و پژوهش است حتی قبل از بحث معنویت و اخلاق این اهمیت معنویت اخلاق را نمیخواهد کم بکند ولی توجه ویژه به علم و پژوهش را نشان میدهد که چقدر حائز اهمیت است اینکه مسئولان کشور و مردم کشور صاحب یک عزم و اراده قوی بشوند این جزو مولفههای مهم تحقق ایران قوی است، در بسیاری از صحنهها از جمله نبردی که ما الان همچنان در آن قرار داریم ادامه جنگ، جنگ ارادهها مهمترین بُعد این جنگ بوده مهمتر از بحث موشکی و مهمتر از بحث تنگه هرمز، تنگه هرمز و توانمندی موشکی یکی از محصولات آن اراده است اگر ما اراده مصمم و محکمی نداشته باشیم تنگه را هم از دست میدهیم، موشکی را هم نمیتوانیم درست از آن استفاده کنیم لذا پس یکی از مهمترین مؤلفههای تحقق ایران قوی این است که هم مردم و هم مسئولین کشور عزم و اراده محکمی پیدا کنند در مقابل دشمن سست نشوند، تشر و نهیب دشمن آنها را متزلزل نکند و اراده آنها را دچار خدشه و آسیب نکند. بحث ابعاد فرهنگی جامعه، ابعاد اقتصادی جامعه آن قدر تاکیداتی که رهبر روی اقتصاد مقاومتی داشتند حدود ۱۵ سال تقریباً شعارهای سال، اقتصاد بوده توسط رهبر شهید پس اقتصاد مولفه بسیار مهمی است در تحقق ایران قوی؛ لذا مجموعه تلاشهایی که رهبری داشتند برای تحقق ایران قوی آن یکی از مهمترین یا بگوییم مهمترین ابزار و توانمندی است که ما با کسب آن میتوانیم از توحید صیانت کنیم این بحث خیلی میتواند ادامهدار باشد.
سوال: چون در آستانه تشییع و بدرقه رهبر شهید انقلاب هستیم که بیتردید یک اتفاق تاریخی است و یکی از مهمترین اتفاقات تاریخی قرن حاضر خواهد بود و یکی از جلوههای مهم وحدت ملی و آن اتحاد مقدس است نکاتی به ذهنتان میرسد که توجه به آن میتواند در هرچه باشکوهتر برگزار شدن این مراسم کمک کند؟
فضائلی: این اتفاقی که افتاد یعنی ترور رهبر شهید انقلاب در ماه اسفند در طول تاریخ بیسابقه بوده است یعنی ما نداریم صحنهای که رهبری در این جایگاه و در این تراز به این نحو توسط دشمن به شهادت رسیده باشد، جایگاه رهبر شهید هم به نظرم در معادلات جهانی و منطقهای خیلی روشن است که حالا من در ادامه به آن اشاره میکنم این صحنهای که دارد اتفاق میافتد برای تشییع خصوصاً با این مسائلی که گذشت و ما مجبور شدیم با تاخیر این تشییع را برگزار کنیم یک رویداد تاریخی است که نه در گذشته سابقه داشته و نه احتمالاً در آینده شاید به این راحتیها در یکی دو قرن آینده شاید تکرار بشود، لذا چگونگی برگزاری مراسم و ثبت درست این صحنهها که البته همه آنها را نمیشود و امکان ثبت همه آنها نیست ولی به نظرم یک تلاش بسیار بسیار جدی باید صورت بگیرد توسط رسانهها و به خصوص رسانه ملی کسانی که تولید مستند میکنند برای اینکه این صحنه تکرار نشدنی و بیسابقه در تاریخ را بتوانند هرچه که میتوانند اضلاع، ابعاد و زوایا و حجم و شکوهش را بتواند ثبت کند و هم به دنیا نشان بدهند، چون حتماً دنیا تلاش میکند این را سانسور کند تردیدی نیست و هم برای آیندگان برای کشور به نظرم ثبت صحنهها بسیار مهم است و پیامهای خیلی زیادی دارد.
در این ۳ شهری که این تشییع میخواهد انجام بشود در داخل کشور یک بحث است اصلاً اینکه شما رهبر انقلاب اسلامی را که به عنوان یک رهبر ایران ما میشناختیم ایشان بروند در کشور عراق تشییع شوند در کشور عراقی که ما ۸ سال با آن جنگ داشتیم این خیلی اتفاق عجیبی است یعنی ببینید چرخش حوادث دنیا چگونه است که ما با کشوری که البته با تحریک دشمنان انقلاب خبیثی مثل صدام باعث شده بود که این دو ملت با هم بجنگند و ارتش بعث عراق با نیروهای مسلح مردمی ما جنگید و آن جنگ تحمیلی شد اتفاق به سمتی میرود که امروز مردم عراق مشتاقانه و با اصرار دنبال میکنند هم مرجعیت عراق و هم دولت عراق و هم گروههای مختلف در عراق و مردم عراق تلاش میکنند و اصرار میکنند و پیگیری میکنند که این کار انجام شود اگر انجام نمیشد ما شاهد حضور چند میلیون نفر از مردم شریف عراق در کشورمان باید میبودیم و میزبانی آنها را میکردیم، ثبت نام گستردهای که مردم عراق کردند ثبت این صحنهها و بعد شناخت ابعاد این حادثه و تحلیل درست از این حادثه و این اتفاق به نظرم خیلی مهم است این اتفاقی که دارد رقم میخورد یکی از مظاهر بسیار بسیار جدی و معنادار اقتدار ایران و رهبری آن است حتما دشمن از این صحنه هراسناک خواهد بود، حتما دشمن نگران است که این مراسم به چه شکل انجام شود، این در معادلات آنها تاثیر بگذارد، نمیگویم که این باعث میشود که آنها شرارتهای شان را بردارند از سر این کشور، ولی حتما تحلیلگران شان و نخبگان شان و سیاستمداران شان روی این صحنهها تامل جدی خواهند کرد و تاثیر میگذارد در محاسبات آنها و این را ما باید توجه داشته باشیم، این رویداد یک رویداد خیلی حائز اهمیتی است.
همه کسانی که میتوانند در بهتر برگزار شدن، در نظمش، یک بخشی زیادی که به خود آحاد مردم برمی گردد، فکر نمیکنم دستگاههای کشور توان پاسخگویی به این حجم از اقبالی که مطرح است، خودم خیلی موافق عدد و رقم دادن نیستم که مثلا این تعداد شرکت میکنند، ولی حتما یک تشییع بی سابقهای خواهد بود از لحاظ جمعیت تردیدی در این وجود ندارد، در هر سه شهر، در تهران، قم و مشهد وهمین طور در کشور عراق، این صحنه ها، صحنههای تکرار ناشدنی است، نقش مردم در برگزاری مطلوب آن میتواند موثر باشد، دستگاهها تلاش شان را بکنند که به بهترین نحو ممکن این کار انجام شود، نمونه دیگری نداریم که از روی آن اقتباس بکنیم و الگو بگیریم، تشییع مهم امام (ره) را داشتیم، تشییع حاج قاسم شهید را داشتیم، تشییع مرحوم شهید رئیسی را داشتیم که در نوع خودش بی نظیر بوده ولی این تشییع با آنها واقعا کاملا متفاوت است و یک نمونه منحصر به فردی است، یک نمونه منحصربهفرد یک جاهایی اشکالات و کاستیهایی باشد که همه باید تلاش کنیم که به بهترین نحو انجام شود و به همه دنیا مخابره شود که همه مردم دنیا این صحنهها راببینند.
سوال: راجع به جایگاه رهبری اگر نکتهای باقی مانده بفرمایید؟
فضائلی: در کنار اقیانوس قرار گرفتن و وصف اقیانوس خیلی کار دشواری است، آن هم برای فرد کم بضاعتی مثل بنده، اگر بخواهم نکتهای را در این پایان این گفتوگو عرض کنم، این است که شما تقریبا اکثر قریب به اتفاق انسانها حتی در بین چهرههای خیلی شاخص و برجسته، آنها را از دور تماشا میکنید، چهرههای جذاب و دوست داشتنی و تماشایی هستند یک بخشی از اینها وقتی اینها را هرچه نزدیکتر میشوید، ممکن است آن جذابیتی که از دور تماشا میکردید کمتر میشود، یک چیزهایی را ببینید که بگوییدای کاش ندیده بودم ولی شخصیت رهبر شهید به نحوی بود که انسان هرچه نزدیکتر میشد، این جذابیتها بیشتر خودش را نشان میداد و آدم احساس میکرد با یک شخصیت تمام نشدنی مواجه است.
علتش هم یکی از صد دلایل علت هاش، از نظر من میتواند این باشد که شخصیتهایی در این سطح که خیلی عمیق، خیلی ابعاد متنوع، خیلی ابعادی که یک جاهایی ممکن است اینها با همدیگر ضد هم علمداد شود، جمع شده است در این شخصیت و تلاش بسیار زیادی میکنند که یعنی خودشان این تلاش را دارند که اینها، این ویژگیها را کسی نفهمد، خصوصا آن جاهایی که به جنبههای شخصیتی و درونی این افراد برمی گردد کتمان میکنند آنها را و یا تواضع شان و اخلاص شان اجازه نمیدهد که آنها دیده شود.
سوال: میشود گفت برخی از آنها چیست؟
فضائلی: خیلی زیادست، وقتی نزدیک میشوید و آنها را میبینید، عجب این شخصیت ابعاد تماشایی دیگری دارد، چرا بیرون ما نمیبینیم، چرا گفته نمیشود مستندهای غیر رسمی که شما حضور ذهن دارید، ساخته شد، رهبری ابتدا مانع این کار بودند، یعنی اجازه نمیدادند که این مستندها ساخته شود، علتش فهمیده بودند، چون مربوط به دیدارهای پنجشنبه شبی که ایشان داشتند، ایشان گفته بودند که من این دیدارها نگذاشته بودم برای این که بخواهم نمایش داده شود، به صورت واقعی این جلسات را من خواستم برگزار شود که خودم استفاده کنم، الان که جنبه تبلیغاتی پیدا کند، از این جهت خیلی موافق نبودند، با اصرار خیلی زیاد، ایشان اجازه دادند که اینها ساخته شود، تازه همانهایی که ساخته شد، یک بخشهایی باز به دلایل حذف میشد که مثلا شاید جنبههایی بود که شاید خیلی خوشش شان نمیآمد، اینها مکتوب میماند، یا در زمان حیات رهبر شهید، افرادی که اطلاع داشتند، آشنایی و آگاهی داشتند از این ابعاد مجاز نبودند که حرف بزنند، احساس میکردند که ایشان خوش شان نمیآید از این که بخواهد در مورد این مسائل صحبتی بشود.
آن کتمان این ویژگیها و آن اخلاصی که اجازه نمیدهد این مسائل مطرح شود، وقتی که شما نزدیک میشوید و ناگزیر دیگر میبینید، وقتی نزدیک میشوید، آن جذابیت ده برابر، صد برابر و هزار برابر میشود، مثلا یکی از هزاران نمونه عرض کنم رفتار ایشان با همسایگان شان، همسایگان محل سکونت، محلی که دفتر آقا و منزل آقا بود در یک محله مسکونی تهران بود، در مرکز شهر به نوعی آن جا ساکنینی داشت، افرادی بودند که داشتند سکونت میکردند، توصیههایی که ایشان در مورد همسایگان داشتند، اصلا عجیب و غریب بود، رفتاری که با همسایگان داشتند عجیب و غریب است، به نحوی که با توجه به این که الان یک سری محدویتهایی به صورت طبیعی به لحاظ حفاظتی آن جا بود، ولی حاضر نبودند منازل شان آن جا بفروشند، حتی با قیمتهای مناسب تری از آنها خریداری میشد و بروند ولی ماندند، حتی در زمان حمله آن جا کسانی زندگی میکردند که ربطی به دفتر و اینها نداشتند و مردم معمولی بودند و در آن منطقه ساکن بودند، وقتی که با اینها صحبت میکردید، یا صحبت بکنید، یک بخش قابل توجهی از نرفتن و ماندن در آن جا، جذابیت همین رفتار حضرت آقا بوده با همسایگان شان، چون آقا به منزل بعضی از اینها سرمی زدند یک پیرمرد و پیرزنی در یکی از منازل نزدیک منزل حضرت آقا ساکن بودند و اینها دختر و پسرشان طبقه بالا، پسرشان و عروس شان طبقه بالا آن جا ساکن بود.
آقا یک روز رفته بودند، گفته بودند برویم سری به همسایه بزنیم، رفته بودند منزل این پیرمرد و پیرزن، آن جا متوجه شده بودند که اینها با پسر و عروس شان قهرند، آقا فرموده بودند، صدا کنید بیایید پایین، آمده بودند پایین، حالا ظاهرا خیلی هم حجاب خاصی نداشتند، یک مقداری به لحاظ پوشش هم شاید ادب حضور را رعایت نکرده بودند، آقا با اینها صحبت کردند، در آن جلسه آشتی دادند اینها را، یعنی پسر و عروس شان یعنی همسرش با آن پیرمرد و پیرزن آشتی دادند بعد از یک مدتی فکر کنم پدر آن خانواده فوت کرد، بعد از یک مدت کوتاهی بعد از این اتفاق فوت کرد و چقدر این، آن طور که من شنیدم، این پسر و همسرش خوشحال شده بودند که اینها با هم آشتی کرده بودند و این حادثه فوت و اینها رخ نداد، از این جور رفتارها، این یک نمونه اش است، نمونههای بخش همسایگان آقا خودش یک فصلی است که یک جایی مطرح نمیشود و شما فکر نمیکنید مشابه اینها را اصلا بتوانید پیدا کنید، از آن بخشهایی است که شما هرچقدر نزدیک میشوید خلاصه این بخشی از این جذابیتها بیشتر آشنا شوید.